کنجکاوی کودکانه و شادی شگفت انگیز
کودکان خردسال به طور طبیعی از روی کنجکاوی والدین خود را با سؤال بمباران می کنند. در الف مطالعه برجسته، باربارا تیزارد و مارتین هیوز دریافتند که کودکان خردسال بین ۲۵ تا ۵۰ سؤال در ساعت در خانه می پرسند. دیگر مطالعه کردن دریافت که بچه های چهار ساله به طور متوسط ۳۹۰ سؤال در روز یا تقریباً یک سوال هر دو دقیقه می پرسند. بسیاری از این سؤالات فقط مربوط به حقایق نیستند – آنها به دنبال توضیح هستند و تمایل عمیقی برای درک جهان را نشان می دهند.
با این حال ، تا زمان رسیدن به مدرسه ، تعداد سؤالاتی که از آنها می پرسند به طرز چشمگیری. همان بچه هایی که در ساعت در خانه ده ها سؤال می پرسند فقط حدود دو ساعت در مدرسه می پرسند. و تا بزرگسالی؟ بیشتر ما به ندرت می خواهیم.
چرا کنجکاوی خود را از دست می دهیم؟ و مهمتر از همه – چگونه آن را پس می گیریم؟
چگونه کنجکاوی سرکوب می شود
۱. ساختار مدارس
برای کودکان خردسال ، سؤالات اصلی ترین روش ایجاد جهان است. اما در بسیاری از کلاسهای درس ، یادگیری در مورد دریافت و تکرار پاسخ های صحیح به جای کاوش ایده ها ، ساختار یافته است. الگوی صنعتی آموزش ، طراحی شده برای آماده سازی دانش آموزان برای نقش های استاندارد ، بر کارآیی در مورد پرس و جو تأکید دارد. با گذشت زمان ، دانش آموزان از پرسیدن متوقف می شوند زیرا سیستم به اطمینان می پردازد ، نه کنجکاوی.
این تغییر در تحقیقات باربارا تیزارد و مارتین هیوز منعکس شده است ، که دریافتند که در حالی که کودکان در خانه سؤالات مکرر و متنوعی می پرسند ، در مدرسه بسیار کمتر می پرسند. این تغییر به این دلیل نیست که آنها ناگهان علاقه خود را از دست می دهند – به این دلیل است که محیط نشان می دهد که سؤالات دیگر به همان اندازه استقبال نمی شوند.
۲. فشارهای اجتماعی
در اوایل کودکی ، کنجکاوی بی حد و مرز است. یک کودک نو پا می پرسد “چرا” در وسط یک فروشگاه مواد غذایی شلوغ و بدون فکر دوم. اما چند کودک در یک مقطع – چه به طور ضمنی یا صریح – “با تمام سؤالات” کافی است؟ علاوه بر این ، هرچه پیرتر می شویم ، از نحوه درک دیگران آگاه می شویم و این آگاهی می تواند منجر به خودسانسوری شود.
برای بسیاری از بزرگسالان ، تردید در پرسیدن سؤال در تنظیمات حرفه ای یا اجتماعی قوی ترین است. مخصوصاً کی ایمنی روانی کم است ، ترس از نگاه ناآگاهانه یا تنها کسی که نمی فهمد غالباً انگیزه ای برای پرس و جو را نادیده می گیرد. با گذشت زمان ، این مهار مکرر ما را برای سکوت نگه می دارد. آنچه که زمانی طبیعت دوم بود – آزادانه – خطر محاسبه شده را از بین می برد.
۳. توهم دانستن
یکی دیگر از دلایل کاهش کنجکاوی این عقیده است که ما جهان را به اندازه کافی به خوبی درک می کنیم. اما تحقیقات نشان می دهد که این اعتماد به نفس اغلب نادرست است.
روانشناس ویلیام ایکس و دیگران پیدا کردن این در حالی است که مردم معتقدند که دوستان نزدیک و همسران خود را به مراتب بهتر از غریبه ها می شناسند ، دقت واقعی آنها در پیش بینی افکار و احساسات عزیزانشان فقط از نظر متوسط بالاتر است – در مورد دقت ۳۵ ٪ برای روابط نزدیک در مقایسه با ۲۰ ٪ برای غریبه ها. جالب تر ، اعتماد به نفس مردم در پیش بینی های خود از دقت واقعی خود فراتر می رود.
در یک مطالعه کردن، از زوجین خواسته شد تا پاسخ های یکدیگر را به سؤالات مربوط به ارزش خود ، ترجیحات شخصی و توانایی ها پیش بینی کنند. در حالی که دقت واقعی آنها ۴۴ ٪ بود ، آنها معتقد بودند که آنها ۸۲ ٪ از زمان صحیح هستند. هرچه زوج های طولانی تر در کنار هم بودند ، اطمینان بیشتری پیدا می کردند – اما دقت واقعی آنها بهبود نیافته است.
این توهم بینش فراتر از روابط است. هرچه بیشتر با یک موضوع آشنا شویم ، احتمالاً فرضیات خود را زیر سوال می بریم. در نتیجه ، ما سؤال را متوقف می کنیم – نه به این دلیل که ما واقعاً همه چیز را درک می کنیم ، بلکه به این دلیل که معتقدیم این کار را می کنیم.
۴. فشارهای زمان
کنجکاوی برای کشف ایده ها به زمان و مکان نیاز دارد ، اما زندگی مدرن اغلب کارآیی را برای پرسش در اولویت قرار می دهد. هنگامی که مهلت ها و مسئولیت ها به پایان می رسد ، وقت خود را برای پرسیدن سؤالات عمیق تر می تواند مانند یک افراط و تفریط احساس کند.
در محیط های پر سرعت ، تصمیمات اغلب باید به سرعت اتخاذ شود و عادت به تکیه بر دانش از قبل موجود را به جای جستجوی دیدگاه های جدید تقویت می کند. با گذشت زمان ، این الگوی ما را برای تمرکز بر روی پاسخ های فوری و نه اکتشافات باز ، تحت تأثیر قرار می دهد.
چگونه دوباره کنجکاوی خود را دوباره به
بازپس گیری کنجکاوی به معنای بازگشت به دوران کودکی نیست. این در مورد یادآوری – و آموزش – ذهن ما است که برای کشف باز بمانیم. در اینجا چگونه:
۱. مدل های نقش کنجکاوی را پیدا کنید
کنجکاوی مسری است. اگر می خواهیم آن را دوباره در خودمان کشف کنیم ، دیگران را در حال جستجو برای الگوبرداری از کنجکاوی در زندگی خودشان می گردیم.
روانشناس سوزان انگل پیدا کردن این که وقتی معلمان از کنجکاوی الگوبرداری می کنند ، دانش آموزان خودشان کنجکاو تر می شوند. در یک آزمایش ، یک مربی یک فعالیت علمی را معرفی کرد و یا ابراز کنجکاوی در مورد آنچه ممکن است اتفاق بیفتد یا به سادگی به دانشجویان گفت که مرتب شوند. کودکانی که مربی آنها کنجکاوی را مدل کرده بود ، پس از ترک اتاق به مراتب بیشتر به آزمایش ادامه دادند ، در حالی که دیگران این کار را نکردند.
در حالت ایده آل ، الگوی نقش ما یک دوست یا همکار است که ما می توانیم به طور فعال با کنجکاوی با آن تمرین کنیم ، اما می تواند یک رهبر ، هنرمند یا شخصیت عمومی باشد که ما شخصاً نمی شناسیم. نکته مهم این است که آنها به ما نشان می دهند که چه کنجکاوی می تواند به نظر برسد و احساس مجوز به ما می دهد تا خودمان کنجکاو شویم. یکی از بزرگترین مدلهای نقش کنجکاوی من تد لاسو است که قدرت آن را نشان می دهد یادگیری از طریق درگیریبا انتخاب کنجکاوی بیش از یقینوت درخواست از دیگران برای ورود یبشر
۲. با دیگران به عنوان منبع یادگیری ارزشمند رفتار کنید
این که آیا آنها خودشان الگویی از کنجکاوی هستند یا نه ، افراد اطراف ما موضوعی باورنکردنی برای کنجکاوی مجدد ما هستند. اما همانطور که تحقیقات ایکس نشان می دهد ، هر چه مدت بیشتر کسی را بشناسیم ، احتمال اینکه سؤالات جدیدی در مورد آنها بپرسیم کمتر است.
یک دوست نزدیک ، همکار یا عضو خانواده ممکن است به روشهایی تغییر کرده باشد که هرگز متوجه آن نشده ایم زیرا ما از پرس و جو دست کشیدیم. برای مقابله با این امر ، ما می توانیم عادت داشته باشیم که سؤالات عمیق تر و بازتر بپرسیم-نه فقط در مورد حقایق ، بلکه در مورد نحوه فکر و احساس دیگران.
یک تغییر ساده اما قدرتمند این است که از خود بپرسید ، “چه چیزی می توانم از این شخص یاد بگیرم؟” این سؤال ذهنیت ما را از یقین به کشف تبدیل می کند و به ما کمک می کند تا در بینش های جدید باز باشیم ، حتی از مواردی که فکر می کنیم قبلاً می فهمیم. همانطور که بیل نای (مرد علوم) به ما یادآوری می کند: “هرکسی که تا به حال ملاقات خواهید کرد ، چیزی را که شما نمی دانید می داند.”
۳. اعتقادات خود را به راحتی نگه دارید
بزرگترین مانع برای کنجکاوی فرض این است که ما قبلاً چیزی را به طور کامل درک می کنیم. ذهن به نفع الگوهای آشنا سیم کشی شده است ، و در حالی که از شکاف در دانش ما غافل می شود ، می توان به جستجوی داده هایی که باعث تقویت دیدگاه های موجود در ما می شود ، آسان شود. برای مقابله با این امر ، می توانیم فرضیات خود را با پرسیدن ، “اگر چیزی را از دست بدهم ، به چالش بکشیم؟” یا ، “دیدن این موضوع از منظر دیگری به نظر می رسد؟” یا ، “چه چیز دیگری ممکن است درست باشد؟”
همانطور که پل سافو پیش بینی فناوری و آینده نگر گفت ، ما می توانیم همزمان ایده های محکمی داشته باشیم که به راحتی از آن استفاده می کنیم. عمل ساده سؤال از آنچه ما از آنچه در نظر گرفته می شود می تواند فرضیات موجود در پیشرو ما را آزاد کند ، توهم یقین را مختل می کند و دوباره کنجکاوی ما را دوباره زنده می کند.
چه اتفاقی می افتد اگر با کنجکاوی رهبری کنید؟
چه اتفاقی می افتد اگر برای یک روز تصمیم بگیرید سرب با کنجکاوی؟ به جای واکنش با اطمینان ، شک و تردید یا عدم تمایل ، اگر فقط یک سوال بیشتر از حد معمول بپرسید ، چه می کنید؟ چه می شود ، اگر دفعه بعد که داوری یا فرضیه ای داشته باشید – در مورد شخص ، یک مشکل یا حتی خودتان – به جای آن ، آن را به یک سؤال تبدیل کردید؟
کنجکاوی فقط برای کودکان نیست. این همان چیزی است که باعث نوآوری می شود ، روابط عمیقی ایجاد می کند و زندگی را هیجان انگیز تر می کند. انتخاب شماست: آیا اجازه می دهید کنجکاوی محو شود ، یا آن را پس می گیرید؟