<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کودکان و اخبار ناگوار &#8211; سازمان پیشاهنگی استان فارس</title>
	<atom:link href="https://pishahangifars.org/tag/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%88%d8%a7%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://pishahangifars.org</link>
	<description>سازمان پیشاهنگی استان فارس</description>
	<lastBuildDate>Thu, 30 Jan 2020 05:28:04 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>

<image>
	<url>https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2018/11/cropped-logo-1-90x90.png</url>
	<title>کودکان و اخبار ناگوار &#8211; سازمان پیشاهنگی استان فارس</title>
	<link>https://pishahangifars.org</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>تأثیر اخبار منفی و بد بر کودک در گفت‌وگو با یک روانشناس کودک</title>
		<link>https://pishahangifars.org/1398/11/10/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%af-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[author]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Jan 2020 05:28:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ناگوار]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیر اخبار منفی بر کودکان]]></category>
		<category><![CDATA[تربیت کودک]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان و اخبار ناگوار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pishahangifars.org/?p=5699</guid>

					<description><![CDATA[<p>نباید کودک را تا قبل از ٨-٧سالگی در معرض اخبار بد قرار داد همدردی را به کودک‌مان یاد بدهیم و</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/11/10/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%af-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af/">تأثیر اخبار منفی و بد بر کودک در گفت‌وگو با یک روانشناس کودک</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<p>نباید کودک را تا قبل از ٨-٧سالگی در معرض اخبار بد قرار داد همدردی را به کودک‌مان یاد بدهیم و از او بخواهیم در مورد همه احساسات درونی‌اش صحبت کند روزی که فهمیدم سقوط هواپیمای اوکراینی بر اثر خطای انسانی رخ داده است، مثل اکثر مردم جامعه‌ام، ناخودآگاه نصف روز فقط اشک می‌ریختم و کنترل احساسم را از دست داده بودم؛ مادرها باید بیشتر بر احساسات خود کنترل داشته باشند و احساس منفی درونی خود را از نگاه و درک کودک مخفی نگه دارند؛ اما بعضی مواقع این کار واقعا سخت می‌شود؛ مثل شوکی که آن شنبه سرد زمستانی بر جامعه وارد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با اینکه تلاش می‌کردم ناراحتی‌ام پنهان باشد، اما کودک سه‌ونیم‌ساله‌ام با زیرکی به صورتم خیره می‌شد و با نگاه پرسشگرانه‌اش مخفی‌کاری‌هایم را دنبال می‌کرد. نهایتا تسلیم شدم و برایش توضیح دادم بزرگ‌ترها هم مانند بچه‌ها زمان‌هایی ناراحت می‌شوند و گریه می‌کنند و درست مثل بازی‌های کودکانه خیلی زود حالشان خوب می‌شود. به ظاهر قانع شد اما تلخی صدا و غم صورتم را در چهره‌اش دیدم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>جامعه ما هفته‌های سختی پشت‌سر گذاشت؛ اخبار تلخِ ترور، مرگ، سقوط و باز هم مرگ. یک نوع شوک غم و اندوه، بعضا خشم و به نوعی سرخوردگی جمعی در کل جامعه ایجاد شد. در این میان کودکان این دوره که به واسطه محیط زندگی و توسعه ارتباطات، نسبت به نسل‌های قبل خیلی زودتر و عمیق‌تر موضوعات پیرامون‌شان را درک می‌کنند، قطعا این غم و تلخی اطرافیان‌شان را می‌فهمند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اما آیا این مفاهیم منفی باید از کودک پنهان شود؟ کودک از چه زمانی می‌تواند مفهوم مرگ و نیستی را درک کند؟ خانواده‌ها چگونه باید این فضا را برای کودک مدیریت کنند تا دچار استرس و اختلال‌های رفتاری در آینده نشود؟ این سوالات را با دکتر الهه خوشنویس، روانشناس کودک مطرح کردیم. او معتقد است اتفاقاتی که در جامعه ما افتاده، شوک‌هایی است که می‌توانیم به‌عنوان هیجان ناگهانی منفی برای کل جامعه و به‌ویژه کودک به آن نگاه کنیم، پس باید بدانیم این اتفاقات را چگونه باید با کودک مطرح کرد.</p>
<div></div>
<div></div>
<h5>دقیقا سوال من همین است؛ چگونه می‌توان فضای منفی را برای بچه توضیح داد یا اینکه فضا را برایش تلطیف کرد؟</h5>
<div></div>
<p>به‌طور کلی مسائلی که نیاز به تفکر انتزاعی دارد، باید زمانی به کودک انتقال دهیم که توانایی ادراک آن را داشته باشد؛ هیچ اصراری نیست که کودک دوساله، سه‌ساله یا پنج‌ساله ما حتما در مورد مرگ توضیحاتی بشنود یا اصرار کنیم مفهوم آن را بفهمد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اخبار بدی که در رسانه‌ها در هفته‌های گذشته پخش شد، برای همه جامعه شوک بود و پذیرش آن سخت و برای بچه درک این موضوع بسیار سخت‌تر است. در روانشناسی می‌گویند، نباید کودک را تا قبل از ٨-٧سالگی در معرض اخبار بد قرار داد؛ چراکه هر توضیحی به کودک قبل از این سنین بدهیم، باز هم درک واقعی از مفهوم آن نخواهد داشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پس باید سعی کنیم بچه را تا حد امکان از این شنیدن‌ها و دیدن‌ها دور کنیم. ولی اگر حس کردیم بچه چیزی می‌داند و مجبوریم اطلاعاتی به او بدهیم، اول باید بدانیم او چه می‌داند. مثلا شاید کودک به مهد رفته باشد و در آنجا حرف‌هایی شنیده باشد.اگر بخواهیم با حدسیات ذهنی خودمان جلو برویم، ممکن است بچه را بیشتر کنجکاو کنیم و تهدید را به او نزدیک‌تر کنیم.</p>
<div></div>
<div></div>
<h5>باب گفت‌وگو در این موضوعات حساس را چگونه باید باز کرد؟</h5>
<div></div>
<p>اول باید با او حرف بزنیم و بفهمیم چه اطلاعاتی در مورد موضوع دارد؛ بعد از این، متناسب با چیزهایی که کودک می‌داند، به زبان خودش و در حد درک کودک برایش توضیح می‌دهیم و در این توضیحات هم حواس‌مان باشد که کودک احساس نکند اوضاع از کنترل منِ بزرگ‌تر خارج است و شرایط به نحوی است که حتی ما هم نمی‌توانیم خودمان را کنترل کنیم، زیرا این اضطراب از طرف ما به بچه منتقل می‌شود و نگرانی‌اش زیاد می‌شود و ممکن است اختلال اضطرابی یا اختلال درخواب پیدا کند و دائما ترس‌های بی مورد از محیط اطرافش را عنوان کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>این مسائل به قدری مهم است که حتی برخی روانشناسان می‌گویند این حدود باید تا ١٠سالگی رعایت شود و ملاحظات سنی برای دوری از اخبار بد برای بچه تا سن ١٠سالگی درنظر گرفته شود.</p>
<div></div>
<h5></h5>
<h5>همه بچه‌ها تأثیرات درونی‌شان را بروز نمی‌دهند؛ اگر کودک در معرض محیط غم و اخبار بد باشد اما چیزی نشان ندهد، تکلیف چیست؟</h5>
<div></div>
<p>بعضی وقت‌ها می‌بینیم که اتفاق بدی افتاده و کودک ما هم در محیطی که مدام از آن صحبت می‌شود، حضور داشته اما انگار نه انگار؛ یعنی هیچ تأثیری در آن نمی‌بینیم. این بچه‌ها آن‌قدر دچار اضطراب می‌شوند که نمی‌توانند در مورد آن حرف بزنند، چون توانایی کلامی آن را ندارند. وقتی دقت می‌کنیم، می‌فهمیم این بچه‌ها اضطراب‌ها و نگرانی‌ها و غم‌هایی که در محیط دیده و درک کرده‌اند را در بازی‌ها و نقاشی‌های‌شان حتما بروز می‌دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مشاهده تغییرات در رفتارهای غیرکلامی کودک برای ما هشدار است. ما باید در این صورت وارد شویم و به صورت غیرمستقیم با او وارد گفت‌وگو شویم. مثلا در آغوشش بگیریم و حس امنیت به او بدهیم و در مورد نقاشی‌اش با او صحبت کنیم؛ در این صورت کودک می‌تواند لب به سخن باز کند و احساسات خود را بیان کند. والدین با این روش می‌توانند هیجانات کودک را تخلیه کنند و بفهمند چه مشکلی آزارش می‌دهد.مثلا همان روزهای پر از اخبار منفی، دختر من آمد و گفت قرار است جنگ شود؛ از او پرسیدم از کجا می‌دانی و او گفت در مدرسه شنیده که یا جنگ می‌شود یا صلح.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از همین جمله خودش استفاده کردم و توضیح دادم پس به جز جنگ، راه دیگری هم وجود دارد؛ پس برای اینکه به جنگ نرسیم، باید سعی کنیم با هم حرف بزنیم و مسائل‌مان را با راه‌حل‌های دوستانه و با آرامش حل کنیم. باید برای کودک راه‌هایی را پیش‌رو توضیح دهیم تا بداند جنگ و دعوا و زد و خورد اولین گزینه یا تنها گزینه برای حل‌وفصل مسائل نیست.</p>
<h5></h5>
<p>&nbsp;</p>
<p><img loading="lazy" class="aligncenter wp-image-5641" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/3-51.jpg" alt="تأثیر اخبار منفی و بد بر کودک در گفت‌وگو با یک روانشناس کودک" width="912" height="511" srcset="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/3-51.jpg 640w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/3-51-300x168.jpg 300w" sizes="(max-width: 912px) 100vw, 912px" /></p>
<h5>این ملاحظات برای کودکان زیرِ سن مدرسه است؛ مفاهیم غم و درد و مرگ را برای کودکان بالای این سن چگونه باید توضیح داد؟</h5>
<div></div>
<p>برای بچه‌های بزرگ‌تر اولین کاری که باید انجام دهیم هم، همین است که با او حرف بزنیم و همه شرایط را به اندازه درک خودش برایش توضیح دهیم و درعین حال نگذاریم ابهامی برایش باقی بماند یا سوال بیشتری برایش مطرح شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بچه ما باید بداند هرچه اطلاعات بیشتری در مورد موضوع خاصی داشته باشد، خوب است اما به او بگوییم هرجایی احساس ابهام کردی، بیا با من حرف بزن و درعین حال نظر خود و احساس خود را هم درحین این صحبت‌ها به او بگوییم و نوعی گفت‌وگوی دوطرفه ایجاد شود و هر اضطراب و نگرانی که در وجود او هست، بازگو شود. به بیان دیگر، این کار زمینه‌ای را برایش فراهم می‌کند تا از نگرانی‌هایش بگوید. مثلا بچه‌ای پدربزرگش را از دست داده باشد و این نگرانی را دارد که روزی پدر و مادرش را از دست بدهد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>وقتی باب گفت‌وگو در یک محیط امن برای نوجوان فراهم می‌شود، از طریق این می‌تواند همه هیجانات و احساس منفی وجودش را خالی کند.احساسات منابع معتبری هستند این را همه ما آدم بزرگ‌ها می‌دانیم؛ اما باید این اطمینانِ خاطر را به کودک هم بدهیم که احساسات تو کاملا قابل درک و طبیعی است. مثلا وقتی او می‌گوید بعد از شنیدن سقوط هواپیما هرشب خواب می‌بیند و می‌ترسد این اتفاق برای خودش یا خانواده بیفتد؛ این واکنش کاملا طبیعی است و می‌تواند آن را بازگو کند بدون ترس و خجالت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ما می‌توانیم از احساس مشترک خودمان با او صحبت کنیم؛ از اینکه این ترس و نگرانی برای من بالغ هم وجود دارد برایش بگوییم. و مهم‌تر از همه اینکه به او بگوییم هر اتفاقی بیفتد، با هم هستیم و می‌توانیم به هم کمک کنیم؛ اتفاقاتی هست که در همه دنیا می‌افتد و نمی‌توانیم جلویش را بگیریم؛ مثل آتش سوزی گسترده در جنگل‌های استرالیا.با این حال همیشه کنار کودک خود خواهیم بود و از او حمایت می‌کنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برخورد با افرادی که دچار حادثه شده‌اند یا مرگ عزیزی دیده‌اند، یکی دیگر از مسائل مهم است؛ کودک را چگونه باید با مسائل اخلاقی پیرامون این موضوعات و اخبار بد آشنا کرد؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>موضوع مهم دیگر این است که سعی می‌کنیم از نظر اخلاقی هم یک‌سری آموزش‌هایی به کودک ارایه بدهیم؛ مثل حادثه سقوط هواپیما یا حوادث طبیعی. ما می‌توانیم با افرادی که درگیر حادثه هستند، همدلی کنیم. یا در موضوع درک غم و اندوه، اگر رفتاری از کنترل خارج‌شده از شخصی می‌بینیم، مسخره‌شان نکنیم؛ چون او در شرایط عادی نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>این موارد اخلاقی را هم در کنار صحبت‌کردن با کودک در این موضوعات، با بچه‌های‌مان مرور کنیم.مهم‌ترین آیتمی که باید مطرح شود، همدلی است؛ نه اینکه خودمان را جای او بگذاریم. هیچ‌کسی نمی‌تواند خودش را جای کسی قرار دهد که عزیزی از دست داده یا مصیبتی کشیده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با این حال می‌فهمم که الان نباید سر به سرش بگذارم یا انتظارات خاصی از او داشته باشم. این درک مفاهیم به کودک هم منتقل می‌شود. در واقع اینها مهارت‌های زندگی است که باید از همان کودکی به کودک خود انتقال دهیم و به مراتب از مهارت‌های آموزشی مهم‌تر است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ما می‌توانیم ابراز احساسات را به کودک خود یاد بدهیم؛ اینکه چهره یک آدم ناراحت و یک آدم عصبانی چه فرقی دارد و این دو احساس کاملا متفاوت است. با این انتقال مهارت‌ها، کودک یا نوجوان یاد می‌گیرد وقتی چهره یک آدم را می‌بیند، متوجه شود چه احساسی دارد و متناسب با حالت او درک و رفتار متقابل داشته باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>احساسات منابع معتبری هستند این را همه ما آدم بزرگ‌ها می‌دانیم؛ اما باید این اطمینانِ خاطر را به کودک هم بدهیم که احساسات تو کاملا قابل درک و طبیعی است. مثلا وقتی او می‌گوید بعد از شنیدن اخبار سقوط هواپیما هرشب خواب می‌بیند و می‌ترسد این اتفاق برای خودش یا خانواده بیفتد؛ این واکنش کاملا طبیعی است و می‌تواند آن را بازگو کند بدون ترس و خجالت. ما می‌توانیم از احساس مشترک خودمان با کودک صحبت کنیم؛ از اینکه این ترس و نگرانی برای افراد بالغ هم وجود دارد، برایش بگوییم. و مهم‌تر از همه اینکه اطمینانِ خاطر بدهیم هر اتفاقی بیفتد، همه خانواده با هم هستند و به هم کمک می‌کنند. اتفاقاتی هست که در همه دنیا می‌افتد و نمی‌توانیم جلویش را بگیریم؛ مثل اخبار آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌های استرالیا. با این حال همیشه کنار کودک خود خواهیم بود و از او حمایت می‌کنیم</p>
<div></div>
<div><img loading="lazy" class="aligncenter size-full wp-image-5639" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-169.jpg" alt="" width="900" height="540" srcset="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-169.jpg 900w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-169-300x180.jpg 300w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-169-768x461.jpg 768w" sizes="(max-width: 900px) 100vw, 900px" /></div>
<h5>چگونه با کودک در مورد مرگ صحبت کنیم</h5>
<p>صحبت‌کردن با کودک درباره مرگ عزیزی که از دست داده، اصلا کار ساده‌ای نیست. ممکن است نگران باشید که باعث ترس یا نگرانی بیشتر کودک شوید. الهه خوشنویس، روانشناس کودک معتقد است؛ آنچه در این خصوص اهمیت ویژه دارد این است که اگر از این گفت‌وگو اجتناب شود، آنچه کودک تصور می‌کند، می‌تواند خیلی بدتر از واقعیت باشد. با این حال، این روانشناس راهکارهایی را برای گفت‌وگو با کودک پیرامون مرگ، ارایه می‌دهد:</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>«اگر کودک در مورد مرگ سوالی پرسید حتما قبل از هر پاسخی از او سوال کنید که: «تو در این مورد چی فکر می‌کنی؟». از این طریق می‌توانید پاسخ خود را متناسب با ادراک کودک از موضوع تنظیم کنید. از گفتن جملاتی مانند: «نگران نباش» یا «ناراحت نباش» خودداری کنید. طبیعی است که مانند شما و دیگران، کودکان هم دچار احساساتی شوند که در کنترل آنها با مشکل مواجه شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سعی نکنید در مقابل کودکان ناراحتی خود را انکار کنید. وقتی عزیزی را از دست داده‌اید، هیچ اشکالی ندارد که در مقابل فرزندتان گریه کنید و اگر او با نگرانی از شما در مورد علت گریه‌کردن‌تان پرسید، می‌توانید برای او توضیح دهید که در شرایط سخت، گریه مانند مصرف دارو در هنگام بیماری است و به تسکین ناراحتی کمک می‌کند. آنها ممکن است به دلیل نگرانی و کنترل‌نکردن بر احساسات، سوالات‌شان را بارها تکرار کنند. بنابراین هربار با آرامش به سوالات‌شان پاسخ دهید، حتما آنها را در آغوش بگیرید و بگویید که دوست‌شان دارید و مراقب‌شان هستید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با این اطمینانِ خاطر به آنها در پردازش اطلاعات کمک خواهید کرد.لازم است صادقانه ولی به زبانی ساده و متناسب با سن و تجربه کودک برای او در مورد علت فوت فردی که درگذشته، توضیح بدهیم. الهه خوشنویس می‌گوید: «در غیراین ‌صورت ممکن است دریافت اطلاعات پراکنده یا نامناسب از دیگران موجب شود کودک احساس کند که اوضاع غیرقابل کنترل است و به همین دلیل دچار اضطراب و نگرانی شدید شود. بهتر است به وضوح بگوییم که آن فرد درگذشته یا فوت‌شده است و از به کاربردن عبارات مبهم خودداری کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>هرگز به کودکان نگویید که آن فرد «خوابیده»، «به سفر رفته»، «رفته پیش خدا» و&#8230;. ؛ چراکه این موضوع می‌تواند موجبات نگرانی و ترس کودک در به خواب‌رفتن، رفتن به سفر یا احساس دلبستگی و امنیت نسبت به خدا در آنها شود یا فکر کند که ممکن است هرکسی که به خواب می‌رود، دیگر بیدار نخواهد شد یا اینکه اگر کسی به سفر برود، دیگر برنمی‌گردد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بسیاری از اوقات کودکان احساس می‌کنند که فرد در اثر کار‌هایی که او انجام داده، فوت کرده است. بنابراین برای آنها توضیح دهید که چرا و چگونه آنها مقصر نیستند.» این روانشناس کودک با بیان اینکه بزرگسالان معمولا سعی می‌کنند به خاطر مراقبت از کودکان از صحبت‌کردن در مورد شخص فوت‌شده خودداری کنند، توضیح داد:</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>«با این حال ممکن است کودک بخواهد در این مورد صحبت کند. آنها باید داستان خود را بیان کنند و این کار به آنها کمک می‌کند تا فردی که درگذشته را به خاطر بسپارند؛ چراکه آنها با شخصی که درگذشت، رابطه داشته‌اند و برایشان مهم بوده است. همیشه گوش‌دادن حرف‌های کودکان می‌تواند به شما در درک آنچه آنها از حادثه برداشت کرده‌اند، کمک کند. همچنین می‌توانید برداشت‌ها و ادراک‌های اشتباه آنها را تصحیح کنید.</p>
<div></div>
<div>منبع:همشهری</div>
<div></div>
<div>مرتبط:</div>
<div><a href="https://pishahangifars.org/1398/10/24/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%a8/">چگونه از کودکان و نوجوانان در برابر اخبار ناگوار مراقبت کنیم؟!</a></div>
<div></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/11/10/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%af-%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af/">تأثیر اخبار منفی و بد بر کودک در گفت‌وگو با یک روانشناس کودک</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی دیوار اطمینان کودکان با خبرهای ناگوار فرو می ریزد</title>
		<link>https://pishahangifars.org/1398/11/02/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b7%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[author]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Jan 2020 09:33:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار ناگوار]]></category>
		<category><![CDATA[اطمینان]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان و اخبار ناگوار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pishahangifars.org/?p=5392</guid>

					<description><![CDATA[<p>«بچه‌ام دائم سؤال می‌کند که مامان قرار است به ما حمله کنند؟ نکند جنگ بشود و تو و بابا بمیرید،</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/11/02/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b7%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7/">وقتی دیوار اطمینان کودکان با خبرهای ناگوار فرو می ریزد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div></div>
<div>«بچه‌ام دائم سؤال می‌کند که مامان قرار است به ما حمله کنند؟ نکند جنگ بشود و تو و بابا بمیرید، من تنهایی می‌ترسم و اطمینان ندارم. خیلی هم از این می‌ترسد که اشتباهی تیر بخورد؛ نمی‌دانم این را دیگر از کجا آورده یا می‌گوید من اصلاً سوار هواپیما نمی‌شوم.ترس این را هم دارد که هواپیما بیفتد روی خانه‌مان، حالا خانه ما اصلاً در مسیر عبور هواپیما نیست. خلاصه همه‌اش از این جور سؤال‌ها می‌کند و دائم اضطراب دارد. هرچه هم سعی می‌کنیم از اخبار دور نگهش داریم، فایده ندارد چون در مدرسه بچه‌ها درباره اخبار ناراحت‌کننده حرف می‌زنند.»اینها گفته‌های مادر امیرعلی ۸ ساله است.</div>
<div></div>
<div>عکس‌العمل‌های کودکش نسبت به وقایع اخیر، او را نگران کرده و می‌ترسد این اضطراب آثار بدی در اطمینان روحیه او داشته باشد و سلامت روانی‌اش را در آینده هم تحت تأثیر قرار دهد.فقط امیرعلی نیست که گرفتار چنین اضطرابی شده. برای دانستن اینکه اتفاقات اخیر، دیگر کودکان را تا چه حد تحت تأثیر قرار داده، با چند نفر دیگر از والدین هم صحبت کردم.مادر المیرای ۷ ساله از روزی می‌گوید که قرار بود برای مأموریت کاری به شیراز برود:</div>
<div></div>
<div>«من کارم طوری است که زیاد مأموریت می‌روم. معمولاً مأموریت‌های یک روزه است. المیرا هم تا به‌حال به این مسأله واکنشی نشان نداده بود حتی خوشش می‌آمد که بروم چون معمولاً از هر سفری یک سوغاتی کوچک برایش می‌آورم. این بار آنقدر رفتارش عجیب بود که شوکه شدم. دست انداخته بود دور گردنم و گریه می‌کرد و می‌گفت مامان نرو! هرچه هم می‌پرسیدم چرا، اصلاً جواب نمی‌داد و انگار حتی از به زبان آوردنش ترس داشت.فقط التماس می‌کرد که نروم.»</div>
<div></div>
<div>مرسانای ۴ ساله و نیمه هم نصفه شب از خواب پریده و از پدر و مادرش پرسیده که قرار است خانه ما را با موشک بزنند؟ پدرش از اینکه بچه به این سن تحت تأثیر اخبار و اتفاقات بد قرار گرفته، خیلی متعجب است و می‌گوید نمی‌دانم از کجا چنین چیزی به گوشش رسیده. سپهر ۹ ساله هم به گفته مادرش دائم از مرگ حرف می‌زند:«می‌پرسد وقتی ما می‌میریم، یعنی پودر می‌شویم؟ یعنی من اگر الان بمیرم، در آن دنیا همین‌طور بچه می‌مانم و دیگر بزرگ نمی‌شوم یا اینکه می‌پرسد مردن چقدر درد دارد؟ اول می‌گفتم این چه حرف‌هایی است که می‌زنی و تصور می‌کردم این مدل سؤال‌هایش تمام می‌شود اما دیدم که هر روز همین بحث‌ها را دوباره پیش می‌کشد. بچه کاملاً از مرگ ترسیده و فکر می‌کنم باید بزودی پیش مشاور ببرمش چون خیلی نگرانم.»</div>
<div></div>
<div>مادر پویای ۷ ساله هم از پرخاشگری فرزندش می‌گوید:«این بچه اصلاً در این مدت تغییر کرده. دائم عصبی است و مدام می‌گوید می‌خواهم بروم آدم‌های بد را بکشم. همه‌اش از کشتن حرف می‌زند. خیلی خشم دارد و هرچه سعی می‌کنیم کنترلش کنیم، موفق نمی‌شویم. توی مدرسه هم انگار بچه‌ها زیاد با هم دعوا می‌کنند؛ این را ناظم مدرسه‌شان گفت.»</div>
<div></div>
<div>خانم محمدی، معلم دبستان پسرانه هم از تجربه این روزها این‌طور می‌گوید:«ما در مدرسه سعی می‌کنیم در مقابل اخبار بد از بچه‌ها محافظت کنیم. در چنین روزهایی برنامه‌های تفریحی مثل بازی کلاسی ترتیب می‌دهیم اما خیلی سخت است که ذهن بچه‌ها را عوض کنیم.سر کلاس یکی از بچه‌ها به من گفت خانم ما خودمان می‌فهمیم و همه اخبار را هم می‌دانیم، لازم نیست چیزی را از ما مخفی کنید. شما فکر می‌کنید ما بچه‌ایم و چیزی نمی‌فهمیم! این درحالی بود که داشتم برای بچه‌ها توضیح می‌دادم که گاهی اتفاقات بدی می‌افتد و ما باید آرام باشیم و سعی داشتم حواسشان را به یک بازی فکری جلب کنم.</div>
<div></div>
<div>بقیه بچه‌ها هم نظراتشان جالب توجه بود. یکی می‌گفت ما خودمان می‌دانیم که قرار است جنگ شود. یکی دیگر می‌گفت اگر جنگ شود باید برویم فلان جا که موشک‌ها به آنجا نمی‌رسد. خلاصه هرکدامشان یک چیزی می‌گفتند. این مدت تمام حرف بچه‌ها درباره جنگ و مردن و کشتن است.»</div>
<div></div>
<div><img loading="lazy" class="aligncenter wp-image-5393 size-full" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-129.jpg" alt="وقتی دیوار اطمینان کودکان با خبرهای ناگوار فرو می ریزد" width="930" height="445" srcset="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-129.jpg 930w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-129-300x144.jpg 300w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/01/1-129-768x367.jpg 768w" sizes="(max-width: 930px) 100vw, 930px" /></div>
<div></div>
<div>در مواجهه با اتفاقات ناگوار، همیشه سؤال‌هایی در ذهن بچه‌ها شکل می‌گیرد و ترس‌هایی که باید در برخورد با آنها توجه لازم را داشت. زمانی که واقعه فروریختن ساختمان پلاسکو پیش آمد هم بچه‌ها تحت تأثیر این قضیه قرار گرفتند و درباره‌اش زیاد سؤال می‌پرسیدند.</div>
<div></div>
<div>نمونه‌اش سؤالات برادرزاده ۷ ساله‌ام بود که مدام می‌پرسید: «تمام ساختمان‌های بلند آتش می‌گیرند و می‌ریزند؟ ما توی هیچ ساختمان بلندی نباید برویم؟ من دوست ندارم آتش‌نشان بشوم چون آتش‌نشان‌ها توی ساختمان‌های بلند می‌مانند و می‌میرند.» یا اتفاقی مثل زلزله و همین‌طور حمله تروریستی به مجلس، سؤال‌ها و ترس‌هایی را در ذهن بچه‌ها ایجاد کرده بود و از آنجا که ما تصورمان این است که بچه است دیگر و می‌گذرد، شاید توجه چندانی به آن نکنیم.</div>
<div></div>
<div>دکتر خدیجه فدایی، روانشناس کودک در این باره چنین می‌گوید: «وقتی کودک درباره اتفاقات و وقایعی که پیش آمده سؤال می‌کند، نشاندهنده این است که حفاظ اطمینان کودک شکسته شده است. همان‌طور که برای بزرگسالان مهم است که حفاظ اطمینان‌شان شکسته نشود، برای کودکان هم این مسأله اهمیت زیادی دارد و ما نباید اجازه دهیم این اتفاق بیفتد.</div>
<div></div>
<div>اطرافیان شامل پدر و مادر، معلم و اولیای مدرسه، در کنار یکدیگر، ستون اطمینان بچه را تشکیل می دهند. در واقع کودک این سؤال‌ها را از آنها می‌پرسد که آن اطمینان را پیدا کند و احساس امنیت کند، چون اخبار بد را شنیده و اطمینانش خدشه دار شده است. ما می‌توانیم آن اطمینان خدشه‌دار شده را ترمیم کنیم.</div>
<div></div>
<div>باید به او بگوییم که این اتفاق دیگر تکرار نمی‌شود و کسانی هستند که نمی‌گذارند دیگر چنین اتفاقی بیفتد. به او بگویید که ممکن نیست دیگر شبیه این اتفاق پیش بیاید و ما هستیم و مراقبیم. کودک زیر ۱۲ سال در همین حد کافی است که بداند و دلیلی ندارد مسائل دیگر را به او انتقال داد. در مورد اتفاقی مثل زلزله هم همین‌طور؛ باید به کودک اطمینان داد با اینکه اتفاقی است که دست کسی نیست. به‌هرحال کودک باید احساس امنیت کند و این امنیت را در درجه اول از خانواده و بعد اولیای مدرسه می‌گیرد.</div>
<div></div>
<div>حتی مسائلی را که در مدرسه به بچه‌ها می‌گویند، خود بچه‌ها می‌آیند خانه و با پدر و مادرشان چک می‌کنند که درست است یا نه.»فدایی به نکته مهمی اشاره می‌کند و آن این است که والدین هرچقدر خودشان احساس اضطراب و ناراحتی بکنند، همانقدر آن را به کودک منتقل می‌کنند. پس لازم است اول آرامش خودشان را حفظ کنند و جلوی کودکان طوری صحبت نکنند که او احساس ناامنی کند چون کودک به پدر و مادرش اطمینان دارد. او می‌گوید: «مهم این است که بچه‌ها را از استرس دور کنیم.</div>
<div></div>
<div>در مورد بزرگترها هم همین را می‌گوییم که اگر کسی احساس اضطراب و ناراحتی دارد، از شرایط استرس‌زا دوری کند. هیچ دلیل ندارد که با حضور کودک، اخبار را بشنویم و درباره‌اش صحبت کنیم. هروقت کودک خودش در این زمینه کارآمد شد، خودش درباره مسائل متوجه می‌شود و تا آن وقت باید او را در مقابل اخبار بد محافظت کرد و به او اطمینان خاطر داد.</div>
<div></div>
<div>در این باره باید به یک نکته هم توجه داشت که جلوی کودک باید با جهت کلی جامعه همسو باشیم و اگر گفته می‌شود که مسائل تحت کنترل است و اتفاقی نمی‌افتد، آن را در حضور کودک انکار نکنیم و مثلاً نگوییم ما می‌دانیم که یک چیزهای دیگری هست که به ما نمی‌گویند.</div>
<div></div>
<div>اینجا مهم حفظ امنیت و اطمینان کودک است.»ما آنقدر از آن روزها فاصله گرفته‌ایم که یادمان نمی‌آید؛ منظورم روزهای کودکی است. یادمان رفته که فکر می‌کردیم پدرمان قهرمان است و هیچ چیز نمی‌تواند شکستش دهد. فراموش کرده‌ایم که هرچه مادرمان می‌گفت، برایمان دلیلی محکم بود و دیگر نیازی نداشتیم به حرف دیگری گوش کنیم. آنقدر از معلم‌مان نقل قول می‌آوردیم که انگار فقط اوست که همه چیز را می‌داند. ما آدم‌های بزرگ یادمان رفته که زمانی کودک بودیم.</div>
<div>منبع:روزنامه ایران</div>
<div></div>
<div>مرتبط:</div>
<div><a href="https://pishahangifars.org/1398/10/23/%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ac%d9%87%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%a7%da%af%d9%88%d8%a7/">پیامدهای مواجهه کودکان با اخبار ناگوار</a></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/11/02/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b7%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7/">وقتی دیوار اطمینان کودکان با خبرهای ناگوار فرو می ریزد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
