<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>طنز &#8211; سازمان پیشاهنگی استان فارس</title>
	<atom:link href="https://pishahangifars.org/tag/%D8%B7%D9%86%D8%B2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://pishahangifars.org</link>
	<description>سازمان پیشاهنگی استان فارس</description>
	<lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2020 11:54:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>

<image>
	<url>https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2018/11/cropped-logo-1-90x90.png</url>
	<title>طنز &#8211; سازمان پیشاهنگی استان فارس</title>
	<link>https://pishahangifars.org</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>طنز ایرانی کمتر به مذاق بچه ها خوش میاید</title>
		<link>https://pishahangifars.org/1399/01/02/%d8%b7%d9%86%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%85%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%82-%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%af/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[n zarabian]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 21 Mar 2020 11:54:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[شادی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[طنز ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز نویسان]]></category>
		<category><![CDATA[قهقه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و خنده]]></category>
		<category><![CDATA[لب خند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pishahangifars.org/?p=7544</guid>

					<description><![CDATA[<p>طنز کجا و بچه ها کجا؟ &#160; طنز ایرانی  نویسندگان و شاعران کودکان و نوجوانان از دلایلی که باعث می</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1399/01/02/%d8%b7%d9%86%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%85%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%82-%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%af/">طنز ایرانی کمتر به مذاق بچه ها خوش میاید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><u>طنز کجا و بچه ها کجا؟</u></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img loading="lazy" class=" wp-image-7545 aligncenter" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/unnamed-5-300x188.jpg" alt="طنز ایرانی" width="448" height="281" srcset="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/unnamed-5-300x188.jpg 300w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/unnamed-5.jpg 512w" sizes="(max-width: 448px) 100vw, 448px" /></p>
<p>طنز ایرانی  نویسندگان و شاعران کودکان و نوجوانان از دلایلی که باعث می شود طنز ایرانی کمتر به مذاق بچه ها خوش بیاید و از فاصله ای که میان کودکان و نوجوانان با نویسندگان آثار طنز افتاده است می گویند. در این میان همچنین به بافت جامعه ما که درگیر تشریفات و به همان نسبت از طنز دور است اشاره می شود.</p>
<p>بچه ها طنز را دوست دارند؛ این را نوشته های شان، بازی های شان، حرف های شان و دنیای شان که در روزگار خبرهای تلخ واقع شده است می گوید. نه فقط کودکان و نوجوانان نسل امروز و بچه های ایران بلکه کودکان در تمام نسل ها و سرزمین ها این گونه از هنر و ادبیات را به خود نزدیک تر احساس می کنند.<br />
درحالی که عده ای از طنزنویسان ادبیات کودک و نوجوان ترجیح می دهند به درون مایه تعلیمی یا عمدتا فکاهه در آثارشان قناعت کنند و کودکان و نوجوانان را درگیر مسائل اجتماعی نکنند، نویسنده ای هم از این می گوید که در کارگاه های آموزشی ای که با بچه ها دارد، آثاری را می بیند که نه تنها درون مایه اجتماعی دارد، بلکه از اقتصاد و سیاست هم سردرآورده است.<br />
<strong>طنز اجتماعی نمی بینیم </strong><br />
طنز ایرانی محمدرضا یوسفی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان که معتقد است یکی از مشکلات و مسائلی که باعث می شود بچه ها به آثار طنز رغبت نشان ندهند، تکراری بودن آن هاست می گوید: مبحث بنیادینی وجود دارد و آن این است که خصوصا در حوزه کودک و نوجوان، طنز با جوک تداخل پیدا کرده است. به هر حال طنز انواع گوناگون دارد، اما آن چه اغلب در حوزه ادبیات کودک و نوجوان می بینیم، بیشتر جوک است. در این زمینه مطلقا طنز اجتماعی نمی بینیم و بیشتر طنزها طنزهای سرگرم کننده و خنده آور هستند، یعنی نظارت خیلی جامعی برای این که این گونه ادبی وارد مباحث اجتماعی نشود، وجود دارد. او با بیان این که طنز آن جایگاه خودش را پیدا نکرده است اظهار می کند: تا وقتی طنز جایگاه واقعی خود را پیدا نکند و گونه طنز اجتماعی گسترش پیدا نکند، طنز در حد سرگرمی می ماند و چون در حد سرگرمی باقی می ماند، گسترش آن کاهش پیدا می کند و این روند خود به خود روی کمیت و کیفیت هر گونه ادبی تاثیر می گذارد.<br />
<strong>آثار بدون جسارت </strong><br />
طنز ایرانی حسین تولایی، شاعر کودکان و نوجوانان که به فاصله میان آن چه خیلی از نویسندگان و شاعران کودک و نوجوان از مخاطبان شان برای تولید اثر می بینند با وضعیت فعلی کودکان و نوجوانان اشاره دارد بیان می کند: کودکان و نوجوانان امروز خیلی جسور و هنجارشکن هستند. بچه ها قوانین و خط قرمزها را رد می کنند و مولف باید در حین خلق آثار برای آن ها به این توجه کند. او ادامه می دهد: شعرهای طنز که در مطبوعات برای کودکان و نوجوانان می بینیم بیشتر طنزهای احتیاط شده هستند که این بیشتر طنز فرمایشی است تا طنز خلاق ادبی و جسورانه. جسارت در آثار وجود ندارد، برای همین ممکن است برای بچه ها جذاب نباشد.<br />
<strong>همه چقدر رسمی حرف می زنند</strong><strong>! </strong><br />
جمال الدین اکرمی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان می گوید: بعضی وقت ها فکر می کنم روحیه ما خیلی تلخ است. مثلا اگر بخواهیم به رسانه های خودمان توجه کنیم، می بینیم همه چقدر رسمی حرف می زنند. اگر چیزی مثل «کلاه قرمزی» در دل بچه ها جا باز می کند، به خاطر صمیمی بودن ارتباطش با بچه ها است که ما این را در تصویر و متن خیلی کم داریم و به نوعی متکی به جامعه تشریفاتی هستیم و خودمان را با اسامی رسمی صدا می زنیم. در حالی که در اروپا معلم و بچه ها بدون هیچ تشریفاتی هم را به اسم کوچک صدا می زنند. بافت جامعه ما درگیر تشریفات و به همان نسبت از طنز دور است. «کلاه قرمزی» یک طنز تصویری و کلامی است، این ترکیب توامان در ادبیات هم می تواند جا باز کند. این ها نیازمند یک خرد جمعی و نگاه جدی تر است.<br />
<strong>آن ها را نمی شناسیم </strong><br />
محمدرضا شمس، دیگر نویسنده کودکان و نوجوانان با بیان این که طنزی که در ادبیات کودک و نوجوان استفاده می شود به مخاطب امروز خیلی کم نزدیک است، می گوید: تکیه کلام ها و زبانی بین بچه های امروز رایج است و به نوعی پشت کلمات شان چیزهایی هست که خودشان با آن ها می خندند، اما ما به عنوان نویسنده آن ها را نمی شناسیم؛ برای همین از زبانی استفاده می کنیم که در زمان خودمان به عنوان طنز رایج بوده است.<br />
او می افزاید: من اگر نویسنده طنز هستم باید با توجه به رفتار، خصوصیات و نیاز کودک امروز بنویسم و طنزی که می نویسم باید طنز امروز باشد. خیلی وقت ها طنزهایی که نوشته و منتشر می شود، طنز امروز نیست؛ طنز دیروز است که به خورد بچه می دهیم، و برای همین است که مخاطب با آن ارتباط برقرار نمی کند.<br />
<strong>سخت گیری به طنزنویسان داخلی </strong><br />
در این میان، برخی از نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان از آن چه باعث شده تولیدات طنز ادبی کودک و نوجوان در حد انتظار نباشد و به قولی رقابت بیشتر دست خارجی ها باشد می گویند.احمد اکبرپور، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان با بیان این که نویسندگان ایرانی کمی دست و پابسته ترند و در کارهای طنز محدودیت های بیشتری دارند می گوید: آن چه من به خاطر دارم این است که رقابت بیشتر دست خارجی هاست. وزارت ارشاد نسبت به طنزنویسان داخلی سخت گیری بیشتری دارد تا طنزنویسان خارجی. حتی خیلی از طنزها توسط خارجی ها نوشته شده و ترجمه آن مجوز گرفته است، اما مجوز این گونه طنزها را به نویسندگان داخلی نمی دهند.<br />
<strong>جوک سازی مان خوب است </strong><br />
مصطفی رحماندوست، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان که معتقد است ما در جوک سازی خیلی وضع مان خوب است، اما وقتی می خواهیم یک موقعیت طنز، چه از نظر عملی و چه کلامی ایجاد کنیم، دست و پای مان می لرزد می گوید: خارجی ها خیلی بیشتر از ما روی طنز کار کرده اند. هرچند ما طنازهای عجیب و غریبی هستیم و هر بلایی به سرمان می آید زود برایش جوک می سازیم، اما در عین حال طنزها خیلی به ما نمی چسبد و طنز ایرانی خیلی قوی نیست.<br />
<strong>تصاویر جنبه تزئینی دارند </strong><br />
همچنین گله از نبود تعامل میان نویسنده و تصویرگر که در نهایت به نبود ارتباط میان متن و تصویر منجر می شود، از مسائل مطرح شده توسط برخی تصویرگران است. این درحالی است که تصاویر و طراحی در جذب کودکان و نوجوانان به کتاب نقش مهمی دارد. تناسب هرچه بیشتر تصویر با متن و کیفیت خوب تصاویر در آثار طنز البته شاید بیشتر هم خودنمایی کند.نظر نویسندگان کودک و نوجوان نیز در این باره از گله تصویرگران دور نیست.محمود برآبادی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان با اشاره به رشد تصویرگری کتاب های کودک بیان می کند: از میان آثاری که در ایران منتشر می شود آن چه به آثار تصویری کودکان مربوط است، رشد قابل ملاحظه ای داشته است که نتیجه اش هم از داوری های بین المللی و جوایزی که این تصاویر دریافت کرده اند، پیداست، اما در تصاویر طنز کتاب های طنز نوجوانان رشد چندانی نداشته ایم. متاسفانه طراحان و تصویرگران طنز که تصاویر طنزآمیزی خلق کنند، خیلی کم داریم و این روزها آن ها به طنز بزرگسال که در روزنامه ها منتشر می شود، تمایل پیدا کرده اند. به همین دلیل است که حالا تصاویر طنزآمیز کتاب های نوجوانان در خدمت متن نوشتاری نیستند و جنبه تزئینی دارند که فرم کاملا تایپ شده را از آن حالت خشک دربیاورند و قدری جلب توجه کنند.<br />
<strong>وقتی جانی دپ هیچ ارتباطی با متن نداشت </strong><br />
طاهره ایبد، نویسنده کودکان و نوجوانان نیز می گوید: متاسفانه اتفاقی که در تصویرگری افتاده، گرایش به سمت شیوه های تصویرگری غیرایرانی است؛ به عنوان مثال چند وقت پیش رمانی دیدم که تصویر جانی دپ را روی جلد آن طراحی کرده بودند و این تصویر هیچ ارتباطی با متن داستان نداشت. ظاهرا این گونه تصویرها صرفا ویترینی برای جذب خواننده اند. انگار استقبالی که از کارهای ترجمه می شود، باعث شده تا ناشران در تصویرگری هم به همان سمت رو بیاورند تا بچه ها را جذب کنند، اما وقتی خواننده نتواند ارتباط تصویر و متن را پیدا کند، احساس می کند فریب خورده است. فراگیر شدن این حرکت، به مرور بر دریافت هنری و تربیت ذوق و سلیقه خواننده تاثیر منفی می گذارد. البته در حوزه کودک، تصویرگری هایی داریم که فردیت، خلاقیت و سبک خودِ تصویرگر را می توان در کار دید. این نوع کارها افزون بر لذت متن، لذت خوانش تصویر را هم به همراه دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: بهارنیوز</p>
<p>مرتبط:</p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1399/01/02/%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b3%d9%87%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%88%d9%82%d8%aa-%da%a9%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%a7/">شادی سهم کانون به وقت کرونا</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/28/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%d9%85%db%8c/">کودکانی که باشخصیت‌های خیالی صحبت می‌کنند</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/28/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d9%86%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%db%b1%db%b3-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1-%d8%a8/">کتاب‌های پیشنهادی ۱۳ نویسنده و شاعر برای نوروز کودکان و نوجوانان</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1399/01/02/%d8%b7%d9%86%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%85%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%82-%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4-%d9%85%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%af/">طنز ایرانی کمتر به مذاق بچه ها خوش میاید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وضع مان در جوک سازی خوب است، اما&#8230;</title>
		<link>https://pishahangifars.org/1398/12/16/%d9%88%d8%b6%d8%b9-%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%88%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[n zarabian]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Mar 2020 10:22:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[جوک]]></category>
		<category><![CDATA[جوک سازی]]></category>
		<category><![CDATA[طنر ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[طنز خارجی]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی رحماندوست]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pishahangifars.org/?p=7073</guid>

					<description><![CDATA[<p>مصطفی رحماندوست: وضع مان در جوک سازی خوب است، اما&#8230; مصطفی رحماندوست درحالی از این می گوید که خارجی ها</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/12/16/%d9%88%d8%b6%d8%b9-%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%88%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7/">وضع مان در جوک سازی خوب است، اما&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img loading="lazy" class=" wp-image-7074 aligncenter" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/img5-1bc5222c6864710c.png-300x194.jpg" alt="وضع مان" width="390" height="252" srcset="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/img5-1bc5222c6864710c.png-300x194.jpg 300w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/img5-1bc5222c6864710c.png.jpg 309w" sizes="(max-width: 390px) 100vw, 390px" /></p>
<p>مصطفی رحماندوست:</p>
<p><u>وضع مان در جوک سازی خوب است، اما</u><u>&#8230;</u></p>
<p>مصطفی رحماندوست درحالی از این می گوید که خارجی ها بیشتر از ما روی طنز کار کرده اند، که معتقد است ما ایرانی ها در جوک سازی خیلی وضع مان خوب است، منتها وقتی می خواهیم یک موقعیت طنز ایجاد کنیم، دست و پای مان می لرزد.</p>
<p>این شاعر و نویسنده ادبیات کودک و نوجوان در گفت وگو با ایسنا، درباره وضعیت آثار ادبی طنز کودک و نوجوان اظهار کرد: دو نوع طنز داریم؛ یکی طنز ایرانی و دیگری طنز ترجمه. طنزهای ترجمه هم طنز هستند، اما ما از نظر فرهنگی مقداری با زیربناهای طنز خارجی مشکل داریم؛ در واقع بچه های ما چیزهایی را مبنای طنز می دانند که ممکن است بچه های دیگر کشورها چیزهای دیگری را بدانند.</p>
<p>او افزود: مثلا می گویند یکی از راه های نوشتن طنز، نوشتن خلاف آمد عادت است. درحالی که این عادت در میان ما با عادت در میان دیگر ملت ها فرق دارد. ممکن است یک چیز خلاف آمد عادت آن ها و طنز باشد، اما برای بچه های ما چون اصلا عادتی به آن ندارند، طنز نباشد. برای همین بچه های ما طنزهای خارجی را می خوانند و کیف هم می کنند، اما نه به اندازه بچه های همان کشورها. من هم وقتی بعضی کتاب های طنز انگلیسی را که خیلی هم از آن ها تعریف شده است می خوانم، می گویم «این که طنز نبود!». در هر صورت مقدمات فرهنگی اصولی که در آثار خارجی می خنداند، می گریاند یا نیش می زند در ما نیست. اما بعضی چیزها هم به فرهنگ ارتباطی ندارد و خلاف آمد عادتی است که ایرانی و خارجی ندارد.</p>
<p>رحماندوست همچنین با بیان این که خارجی ها خیلی بیشتر از ما روی طنز کار کرده اند گفت: هرچند ما طنازهای عجیب و غریبی هستیم و هر بلایی به سرمان می آید زود برایش جوک می سازیم، اما در عین حال طنزها خیلی به ما نمی چسبد و طنز ایرانی خیلی قوی نیست.</p>
<p>شاعر «صد دانه یاقوت» ادامه داد: ما در جوک سازی خیلی وضع مان خوب است، اما وقتی می خواهیم یک موقعیت طنز، چه از نظر عملی و چه کلامی ایجاد کنیم، دست و پای مان می لرزد. خیلی کم دیده ام نوشته های طنز ایرانی که مورد توجه بچه ها قرار بگیرد؛ بیشتر به اسم این که کتاب طنز است، بچه ها باید به زور بخندند، درحالی که آن ها واقعا به طنز نیاز دارند و از آن لذت می برند و طنز ژانر خیلی خوبی است، چون بچه ها با آن ارتباط برقرار می کنند.</p>
<p>او سپس درباره وضعیت تطابق عناصر موجود آثار طنز کودک و نوجوان با دنیای کودکان نسل امروز اظهار کرد: هیچ نویسنده ای بدون در نظر گرفتن مخاطب نمی نویسد، مخصوصا نویسنده کودک و نوجوان. ممکن است نویسنده بزرگسال بگوید «من می نویسم، حالا کسی خوشش آمد و لذت برد، برد؛ نبرد هم تعداد مخاطب های من کمتر می شود»، اما ما می دانیم در حوزه کودک و نوجوان مخاطب مان ویژگی های خاصی دارد و باید بر مبنای آن ویژگی ها با او حرف بزنیم وگرنه موفق نمی شویم. بنابراین مطمئن هستم که تقریبا همه نویسنده ها این را رعایت می کنند و مخاطب را درنظر می گیرند، اما این که چقدر موفق بوده ایم، بحث دیگری است.</p>
<p>مصطفی رحماندوست گفت: گاهی قضاوت مان درباره مخاطب مان درست نیست، گاهی آن چیزی که درباره مخاطب مان می خوانیم یا می بینیم پاره ای از آن چیزی است که باید ببینیم و حوصله اش را نداریم که دنبال همه چیز برویم.</p>
<p>این شاعر کودک و نوجوان همچنین در پاسخ به سوالی درباره وابستگی آثار طنز کودک و نوجوان به تصویرگری و وضعیت تصویرگری این آثار بیان کرد: این وابستگی به خود اثر برمی گردد. گاهی اثر ایجاب می کند که با تصویر همراه باشد تا مخاطب با آن راحت تر ارتباط برقرار کند و گاهی هم نه، خود نوشته گویاست. البته من خیلی به دنبال بررسی این مسئله نرفته ام که صاحب نظر شوم، اما مسلما بعضی از آثار نیازمند تصویر هستند و این به نوبه خودش مشکل را دوبرابر می کند، چون تا حالا فقط نویسنده باید بچه ها را می شناخت و حالا تصویرگر هم باید بشناسد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: ایسنا</p>
<p>مرتبط:</p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/16/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c-%d8%b7%d8%b9%d9%85-%d8%b4%db%8c/">مسابقه بزرگ فرهنگی، هنری و ادبی «طعم شیرین آرامش»</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/15/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%d9%86%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%82%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1/">ادبیات طنزمان فقیر است/وظیفه هنرمند در شرایط فعلی چیست</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/13/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85%db%8c-%d8%a8%d9%86%d8%af%da%a9-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b1%d9%85%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7/">سرگرمی «بندک» از سوی مرکز سرگرمی های سازنده</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/12/16/%d9%88%d8%b6%d8%b9-%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%88%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7/">وضع مان در جوک سازی خوب است، اما&#8230;</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ادبیات طنزمان فقیر است/وظیفه هنرمند در شرایط فعلی چیست</title>
		<link>https://pishahangifars.org/1398/12/15/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%d9%86%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%82%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[n zarabian]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Mar 2020 07:00:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات بزرگسالان]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات طنز]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و نوجوانان]]></category>
		<category><![CDATA[نویسنده]]></category>
		<category><![CDATA[وظیفه هنرمند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pishahangifars.org/?p=6999</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; ادبیات طنزمان فقیر است/وظیفه هنرمند در شرایط فعلی چیست &#160; داوود امیریان نویسنده کودک و نوجوان گفت: ما با</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/12/15/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%d9%86%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%82%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1/">ادبیات طنزمان فقیر است/وظیفه هنرمند در شرایط فعلی چیست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p><u>ادبیات طنزمان فقیر است/وظیفه هنرمند در شرایط فعلی چیست</u></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img loading="lazy" class="aligncenter wp-image-7000" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/03/img5-6cdf1d2d98ea13f3.png.jpg" alt="ادبیات طنزمان" width="292" height="195" /></p>
<p>داوود امیریان نویسنده کودک و نوجوان گفت: ما با فقر ادبیات طنز مواجهیم و در ادبیات بزرگسال هم نویسنده طنز نداریم.</p>
<p>برنامه تلویزیونی شب روایت سه شنبه شب ۱۳ اسفند در گفتگو با داوود امیریان، از آنتن شبکه چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.</p>
<p>امیریان در این برنامه درباره مواجهه طنزگونه مردم با شرایط فعلی کشور و بیماری کرونا گفت: این، یک واکنش روانی است و فکر می کنم که بعضی از ما ترس را دوست داریم؛ مثل فیلم های ترسناکی که گاهی دوست داریم ببینیم و ترسشان هم شیرین و دوست داشتنی است. اما در کل، وظیفه یک هنرمند این است که بتواند روحیه مردم را حفظ کند.</p>
<p>در ادامه مجری برنامه گفت: ما شما را با دو قید طنز نویس و دیگر اینکه برای نوجوانان می نویسید، می شناسیم؛ مثل «رفاقت به سبک تانک» که همین باعث می شود بگویند آثار شما طنز نیست. شما چقدر این را قبول دارید؟ که امیریان در پاسخ گفت: نظرتان قابل احترام است. من خودم به این فکر نکرده ام که آثارم بانمک است یا طنز. به هرحال شیرین نوشتن خودش یک سبک است ولی همیشه سعی کرده ام کارهایم شیرین باشند نه سوهان روح.</p>
<p>این نویسنده در ادامه گفت: اینگونه نبوده که من از پیش بخواهم سراغ طنز بروم. دوستانی مثل داوود غفارزادگان و رضا بایرامی گفتند سعی کن طنز بنویسی و خودم هم خیلی دوست داشتم اما ما با فقر ادبیات طنز مواجهیم و در ادبیات بزرگسال هم نویسنده طنز نداریم. برای مردمی که در هر شرایطی خودشان طنز درست می کنند، طنز نوشتن خیلی سخت است.</p>
<p>امیریان همچنین درباره کتاب «جام جهانی در جوادیه» خود گفت: در این کتاب، برای من خودباوری نوجوانان اهمیت داشت که نوجوانان این نکته را فهمیدند. این که بچه ها بدون اینکه از کسی کمک بگیرند و مشکلاتشان را خودشان حل کنند، برایم مهم بود. زمان جنگ هم، خیلی از فرماندهانی که توانستند سرنوشت ساز شوند، افرادی بودند که از نوجوانی به جوانی قدم گذاشته بودند.</p>
<p>مجری برنامه در بخش دیگری گفت: شما تجربه اقتباس و فیلنامه نویسی دارید اما چرا اثری مثل جام جهانی در جوادیه، تبدیل به نسخه تصویری نمی شود؟ که امیریان گفت: نهادهایی مثل فارابی، حوزه هنری و سیما فیلم بیشتر کارشکنی کردند. امروز تهیه کننده برای کارگردان و بازیگر هزینه می کند اما برای فکر و اندیشه این کار را انجام نمی دهد.</p>
<p>وی همچنین درباره ابولفضل زرویی نصرآبادی نویسنده و شاعر طنزنویس فقید گفت: من با ابولفضل زرویی نصرآبادی رفاقتی نداشتم. اما کارهایش را دوست داشتم و واقعا جایش خالی است. ما هرکدام از این ها را که از دست می دهیم، انگار یک گنجینه گرانبها را از دست داده ایم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع خبرگزاری مهر</p>
<p>مرتبط:</p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/15/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%81%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86/">داستانی بلند برای فهم جان و جهان نوجوانان امروزی</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/13/%d9%85%d9%88%d8%b4-%d8%b3%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%87%d8%a7%d8%af-%d8%ad%d8%b3%d9%86%e2%80%8c%d8%b2/">«موش سر به هوا»، کتاب جدید فرهاد حسن‌زاده منتشر شد</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/12/10/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%ac%d8%af%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%b2%d8%b1%db%8c/">فراخوان هجدهمین دوره جشنواره «قلم زرین» منتشر شد.</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/12/15/%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%d9%86%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%82%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%af%d8%b1/">ادبیات طنزمان فقیر است/وظیفه هنرمند در شرایط فعلی چیست</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از علاقه به نویسنده غارنشین تا خاطره تلخ اولین تئاتر دانش آموزی</title>
		<link>https://pishahangifars.org/1398/11/29/%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ba%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%84/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[n zarabian]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Feb 2020 10:28:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[شهرام شفیعی]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتال طنز]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و نوجوان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://pishahangifars.org/?p=6449</guid>

					<description><![CDATA[<p>شهرام شفیعی در نشست کوتاه با داستان؛ از علاقه به نویسنده غارنشین تا خاطره تلخ اولین تئاتر دانش آموزی &#160;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/11/29/%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ba%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%84/">از علاقه به نویسنده غارنشین تا خاطره تلخ اولین تئاتر دانش آموزی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img loading="lazy" class="aligncenter wp-image-6450" src="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/02/732794-300x200.jpg" alt="از علاقه به نویسنده" width="335" height="223" srcset="https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/02/732794-300x200.jpg 300w, https://pishahangifars.org/wp-content/uploads/2020/02/732794.jpg 640w" sizes="(max-width: 335px) 100vw, 335px" /></p>
<p>شهرام شفیعی در نشست کوتاه با داستان؛</p>
<p><u>از علاقه به نویسنده غارنشین تا خاطره تلخ اولین تئاتر دانش آموزی</u></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>آخرین نشست کوتاه با داستان در سال ۹۸ اختصاص به کودکان و نوجوانان داشت؛ شهرام شفیعی که خیلی از بچه ها او را دوست دارند خاطراتی از نویسنده شدن خود گفت و داستان های کوتاه بچه ها را نقد کرد.</p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشین جدیدترین نشست کوتاه با داستان به نام «شب خرمالو» با حال و هوایی متفاوت ویژه کودکان و نوجوانان در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. مهمان ویژه این برنامه شهرام شفیعی، نویسنده کودک و نوجوان بود. در این برنامه دوستداران کتاب های طنز و خنده دار کودک و نوجوان گردهم آمدند تا ضمن دیدار با نویسنده خالق آثار ماندگار کودک و نوجوان، تعدادی داستان کوتاه را از زبان کودکان بشوند. در این برنامه همچنین یک نمایش طنز توسط گروه های دانش آموزی اجرا شد.</p>
<p>در ابتدای این جلسه علی درستکار که اجرای برنامه را برعهده داشت گفت: در این جلسه صحبت های آقای شفیعی را خواهیم شنید، اجرای نمایش خواهیم داشت و سپس داستان خوانی می کنیم. براساس فراخوانی که انجام شده بود داستان هایی به دستمان رسیده است که افراد برگزیده داستان هایشان را می خوانند و اگر آقای شفیعی روی هر کدام از این داستان ها نقطه نظراتی داشته باشند می فرمایند.</p>
<p><strong>ماجرای علاقه به یک نویسنده نام آشنا / صبر چند ده ساله برای دیدار او </strong></p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشین اولین بخش این مراسم اختصاص به صحبت های شهرام شفیعی داشت؛ او گفت: از نشر نیستان تشکر می کنم که این فرصت را فراهم کرد که دور هم جمع بشویم و در این روزهای سرد زمستانی کمی در مورد کتاب و بچه ها صحبت کنیم و آثارشان را بشنویم. خوشحالم که در کنار آقای درستکار هستم که همیشه از ایشان آموخته ایم. در مورد نویسنده های روی جلد کتاب های درسی و غیر درسی که آقای درستکار اشاره کردند بسیار هم قصه هستم و از بچگی دوست داشتم نویسنده های این کتاب ها را ببینم. به صورت خلاصه باید بگویم که از آثار یک نویسنده بسیار لذت می بردم که کتابش را در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ کرده بود. یکی از آثار ایشان که شاید در انتها نامشان را ببرم در مورد جنگ بود و در شهر اهواز می گذشت. خودم به صورت نیروی داوطلب در اهواز حضور داشته ام. در آن زمان تنها ۱۲ سال داشتم و تا ۱۸ سالگی ۶ بار به جبهه رفتم. نام کتاب، «اسماعیل اسماعیل» بود و ماجرای محاصره اهواز و تهدید به اشغال آن را روایت می کرد. داستان این کتاب درباره کفاشی بود که بعد از تخلیه شهر اولین کاسبی که به مغازه اش رفت بود و زندگی را از سر گرفت. کم کم بقیه نیز برگشتند و روال زندگی عادی در اهواز شروع شد. این داستان خیلی به دل من چسبید و واقعا دوست داشتم نویسنده آن را ببینم. بعد از این که بزرگ شدم و کم کم آثاری از من به چاپ رسید راه هایی را پیدا کردم که ایشان را پیدا کنم. به من گفتند که مدت زیادی است در ایران نیست و به همین دلیل این حسرت برای همیشه بر دلم ماند. این ماجرا ادامه داشت تا این که یک روز در آسانسور انتشارات سروش کسی را دیدم که اصلا تیپش شبیه به نویسنده ها نبود. ریش بلندی داشت، لباسش خاک گرفته بود و کلاه کشی کاموایی نوک تیزی به سر داشت. وقتی وارد آسانسور شدم احساس کردم که یک جورایی گارد گرفت و از خودش در برابر من دفاع کرد. پس از کمی جست وجو فهمیدم که او همان نویسنده ای است که روزگاری آرزوی دیدنش را داشتم.</p>
<p><strong>دیدار با نویسنده ای که حالا غارنشین شده بود </strong></p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشین وی ادامه داد: جالب است بدانید که عکسی که از او در پشت کتاب ها قرار داشت عکسی بسیار آراسته و مربوط به دوران جوانی شان بود. به ایشان گفتم که استاد، اصلا فکر نمی کردم شما را اینجا ببینم. از بچگی آرزو داشتم که شما را ببینم و حالا از دیدن تان بسیار خوشحال هستم. شاید باورتان نشود اما به من گفت که مدتی را در غار زندگی می کرده و زمانی که با ایشان روبه رو شدم دقیقا همان زمان غارنشینی اش بود. یک روز در کوه های دارآباد با ایشان قراری گذاشتم و فکر می کردم که احتمالا در کافی شاپی چیزی می نشینیم و با هم حرف می زنیم اما ایشان به من گفت که از کوه بالا برویم. کوه پیمایی بسیار سنگینی با ایشان داشتیم تا این که به غاری رسیدیم و گفت چند مدتی است در این جا سکونت دارم، یکی دو رمان نوشته ام و به تازگی از آمریکا برگشتم. باید بگویم که این نویسنده همان کسی است که کتاب «لحظه های انقلاب» را نوشته است. فکر می کنم حالا نامش را فهمیدید. ایشان محمود گلاب دره ای هستند که فوت کرده اند. ایشان حتی کتاب دیگری را قبل از انقلاب نوشته بودند که «پر کاه» نام داشت. به نظرم این کتاب اثر مهمی بود که خیلی هم دیده نشد و بعد از انقلاب کسی به دنبال چاپ مجدد آن نرفت.</p>
<p><strong>این روزها دسترسی به نویسنده ها بسیار آسان شده است </strong></p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشین شفیعی اضافه کرد: ایشان به من گفت که در غار زندگی می کنم و چند روز پیش یک ون که تمام وسایل زندگی ام در آن بود را دزدیدند و به همین دلیل می ترسم که مبادا دوباره دزد به من بزند. ما با هم آشنا و دوست شدیم و هر چند مدت یکبار به کوه نوردی می رفتیم. این داستان را تعریف کردم تا بگویم که بچه ها در زمان ما دسترسی به نویسندگان اصلا ساده نبود و مدت ها باید انتظار می کشیدیم که نویسنده مورد علاقه خود را ببینیم. این موضوع در حالی است که اکنون شما به راحتی گوشی پدر یا مادر را برمی دارید و با زدن یه آدرس به نویسنده مورد علاقه خود پیام می دهید. خوشبختانه اکثر نویسنده ها مانند خانم بابایی شاعر خوب کشورمان که در این جمع حضور دارند در دسترس هستند و آثار بچه ها را می خوانند و بهشان کمک می کنند. مثلا خود من با بچه های زیادی در سراسر کشور در ارتباط هستم که حتی در مواردی تبدیل به بچه های خود من شده اند و به من پیام می دهند. به نظرم از این موقعیت می توان به خوبی استفاده کرد.</p>
<p><strong>خاطراتی از دوران تحصیل آقای نویسنده / چگونه نویسنده شدم؟ </strong></p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشین  او در مورد نویسنده شدن خودش گفت: این ماجرا به زمان بچگی من برمی گردد. قبل از این که مدرسه بروم خواندن و نوشتن را یاد گرفتم. در حقیقت به من قرآن را یاد دادند و به همین دلیل خواندن و نوشتن فارسی را هم یاد گرفتم. همیشه روحیه ای داشتم و آن هم این بود که چیزهایی سنگین تر از سنم را می خواندم. البته کتاب های متناسب با سنم را نیز می خواندم اما سراغ کتاب های سنگین هم می رفتم. یکی از این کتاب هایی که خواندم، بینوایان ویکتور هوگو بود. در بین کتاب هایی که می خواندم کتابی را دیدم که توجهم را بسیار جلب کرد. نامش «افسانه های ملل» بود و آن را از یک پیرمرد دست فروش جلوی مدرسه مان خریدم. شاید کلاس دوم ابتدایی بودم که این کتاب را خریدم. جالب است بدانید که مدرسه رفتن ما به شکل امروزی ها نبود. درحقیقت هیچکس برایمان لقمه درست نمی کرد و کسی هم به استقبال ما برای مدرسه رفتن نمی آمد و البته کیف پر پول برای خرید از بوفه مدرسه نیز نداشتیم. اسم مدرسه مان مهدیه اسلامی بود. از درب مدرسه بیرون می آمدیم و به فاصله ۵۰ متر یک نانوایی سنگکی بود. به اندازه یک چهارم نان می خریدیم و یک لبنیاتی هم در اطرافش بود که برشی پنیر از او می خریدیم و این میان وعده زنگ تفریح ما می شد. در این مسیر با همان پیرمرد دست فروش هم روبه رو می شدیم که واقعا کتاب های بسیار خوبی داشت. برایم عجیب است که چرا در بساط او این قدر کتاب های خوب وجود داشت؟ شاید خداوند به ما لطف داشت که در این مسیر قرار بگیریم. وقتی که کتاب افسانه های ملل را خریدم و خواندم متوجه شدم طنزی عمیقی در لابه لای این افسانه ها وجود دارد.</p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشین این نویسنده ادامه داد: یکی از این افسانه ها را هیچ وقت یادم نمی رود. ماجرا از این قرار بود یک پشه، مزاحم یک حیوان دیگر می شده و در گوشش وزوز می کرده است و او به دلیل این مزاحمت نمی توانست کارش را به درستی انجام بدهد. حیوان بعدی هم که کارش وابسته به حیوان اولی بود نمی توانست کارش را به درستی انجام بدهد و این زنجیره ادامه داشت تا به حیوانی می رسید که وظیفهاش بیدار کردن خورشید بود. بر همین اساس آن جانور آخری خورشید را بیدار نمی کند و شب باقی می ماند. افسانه می گفت که این پشه ها به سراغ حیوانات می رفتند و تنها می پرسیدند که مگر ما چه کرده ایم که خورشید طلوع نمی کند و این اتفاق مکررا تکرار می شد؟ وقتی این مطلب را خواندم دیدم که دریایی از طنز در آن وجود دارد و از همان جا به طنز علاقه مند شدم و کم کم به نوشتن و خواندن متن هایی که در لحظه مخاطب را می خندادند روی آوردم. برای مثال کارهای آقای هوشگ کرمانی را دنبال می کردم که بعدا با هم دوست هم شدیم. خاطرم هست که یک دفترچه به همراه داشتم که هر اتفاق بامزه ای که می دیدم را یادداشت می کردم. حتی تکه های روزنامه هایی که ستون طنز بود را می بریدم و در آن دفتر نگه می داشتم؛ به نظرم بد نیست که بچه ها نیز چنین کاری انجام بدهند. معتقدم که در هر مجموعه ای که کار می کنید باید بهترین نمونه از آن دسته را دیده باشید و آن کار من در راستای همین مساله بود. مثلا اگر می خواهید شعر بگویید باید شعرهای بسیاری از شاعران بزرگ را خوانده و حفظ باشید. آن دفترچه تبدیل به گنجینه ای برای من شد که بعدا بسیار به من کمک کرد. بنابراین خودِ من مخاطب آثار طنز بودم و آن را دنبال می کردم و به همین دلیل آرام آرام از سال های پایانی دوران ابتدایی شروع به نوشتن کردم؛ به گونه ای که در سال های دبیرستان کلاس انشا در دستان من بود. خاطرم هست که معلم ما آقای امامی بود و لهجه غلیظ ترکی داشت. کلاس انشا در دستان را من برگزار می کردم و داستان های طنزی که در همان کلاس ها می نوشتم تبدیل به اولین کتابم شد. نام آن را «در نوجوانی» گذاشتم که داستان های طنزگونه بود.</p>
<p><strong>طنز بخوانید چون به شما فکر کردن یاد می دهد </strong></p>
<p>از علاقه به نویسنده غارنشینشفیعی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که مقصد کارتان چیست و به دنبال چه چیزی هستید، گفت: امیدوارم که به دنبال تحصیلات بی حاصل نباشم. ادبیات طنز چه چیزی به ما می دهد؟ من دنبال همان مساله هستم. بچه ها وقتی داستان طنز می خوانند چه حسی پیدا می کنند؟ بگذارید راحت به شما بگویم که داستان نوشتن کار سختی نیست و خیلی راحت می توان آن را نوشت اما مهم این است که وقتی این فن را یاد گرفتیم با آن چه می کنیم؟ مثالی که می خواهم بزنم این است که شما می توانید یک تلویزیون گران قیمت بخرید و در خانه تان نصب کنید اما اگر امواجی نیاید آن تلویزیون به چه درد شما می خورد؟ بنابراین می توان فن را به دست آورد اما محتوا بسیار مهمتر است. این که بدانیم دنبال چه چیزی هستیم؟ معتقدم که ادبیات طنز در وهله اول به ما فکر کردن را یاد می دهد؛ این مساله خیلی مهم است و چیزی است که اغلب ما با آن درگیر هستیم و گاهی می لغزیم. در حقیقت راه های زیادی جلوی ما باز می شود که فکرنکرده کاری را انجام می دهیم. مثلا فکر نکرده یک رشته را انتخاب می کنیم یا فکرنکرده تحت تاثیر یک شایعه قرار می گیریم و … هر نوع زمینه ای که احتیاج به این داشته باشد که کمی توقف کنیم، باعث بهبود قدرت فکرکردن ما می شود.</p>
<p>او با طرح یک سوال از بچه ها سخنان خود را ادامه داد و گفت: پرسش از جایی می آید که ما به عبارت «من نمی دانم» می رسیم. فلاسفه به آن تحمل ابهام می گویند. هرگاه که قبول کنیم چیزی را نمی دانیم برایمان پرسش به وجود می آید. مثلا آقای دکتر عین الهی یکی از معروف ترین جراحان چشم پزشک تهران است. حالا به نظر شما او کمتر در مورد چشم می داند یا ما؟ مطمئنا او پرسش بیشتری دارد چرا که می داند حوزه هایی که مردم در مورد چشم بشر نمی دانند چه قدر وسیع است. در حقیقت اگر توضیح کمی به من بدهند متوجه می شوم که کارکرد چشم چیست و می روم اما دکتر عین الهی می گوید نمیدانم و بیشتر توضبح بدهید! او چون می داند که چه چیزی را نمی داند بیشتر می داند و به همین دلیل است که پرسش زیادی برایش مطرح می شود. طنز دقیقا به ما همین را می گوید. طنز به ما یادآوری می کند که پشت هر دانستنی می تواند یک ندانستنی وجود داشته باشد و پشت هر موقعیت قطعی می تواند یک موقعیت متزلزل وجود داشته باشد. سال های دور و در یک مصاحبه مثال جالبی را زدم که از آن در کارگاه های ادبی استقبال شد. شما یک گنجشک را درنظر بگیرید. او چند هزار سال است که لانه خود را این شکلی می سازد؟ به اندازه عمرش. آیا تا حالا گنجشکی را دیده اید که بنشیند و فکر کند که خانه اش را به شیوه دیگری بسازد؟ چرا گنجشک فکر نمی کند و ما فکر می کنیم که خانه مان را به گونه دیگری بسازیم؟ این فرق ما با گنجشک است.</p>
<p><strong>طنز کانون خندیدن به قطعیات است </strong></p>
<p>او تاکید کرد: طنز بسیار کمک می کند که نسبت به قطعیات خود بخندیم و به آن فکر کنیم. اصلا شاید بتوان گفت که طنز کانون خندیدن به قطعیات است. ما فرم های ظاهری اطراف خود را دگرگون می کنیم تا باور کنیم که دنیای درون ما نیز قابل تغییر است. همه تغییراتی که در سبک های هنری می بینید، به همین دلیل است. اگر قرار بود که همه افراد درخت را به همان شکلی که هست بکشند خب یک دوربین هم می توانست این کار را انجام بدهد. طنز چنین کارکردی دارد. در تحقیقاتی که در دنیا انجام شده است مشخص می شود کسانی که با طنز سروکار دارند و علاقه مند به آن هستند کم کم از توان هوشی بیشتری برخوردار می شوند و توان هماهنگ شدن بیشتری با جامعه دارند یا به عبارت بهتر توان بیشتری در مواجهه با مسائل تناقض آمیز دارند. تعریفی داریم که می گوید هوش توان درک تناقض ها است</p>
<p>در بخش بعدی این برنامه یک گروه نمایش از مرکز شماره ۳ کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان به روی صحنه آمدند تا نمایشی را اجرا کنند. در این نمایش کودکانه سه شخصیت به نام های آقای کنجد، آقای گلابی و آقای خرمالو حضور داشتند. آنان بسیار گرسنه بودند و منتظر بودند که کسی برایشان غذا بیاورد&#8230;</p>
<p><strong>خاطره ای از اولین تئاتر دانش آموزی؛ سرشکستن نیروهای عراقی</strong><strong>!! </strong></p>
<p>شفیعی پس از تماشای این نمایش خاطره ای از یکی از نمایش های خود در زمان دانش آموزی را مطرح کرد و گفت: می خواهم خاطره کوتاهی از نمایش های دانش آموزی برایتان تعریف کنم. سه سال راهنمایی ما دقیقا زمانی بود که چیزی به اسم زنگ فجر در مدرسه ها داشتیم، نمایش داشتیم و برنامه های متنوعی وجود داشت و در کلاس اول راهنمایی کارگردان یک نمایش تئاتر بودم. در جلساتی که بچه ها آثار همدیگر را نقد می کردند و در مورد بقیه حرف می زدند جمله ای دارم که در پشت آن یک خاطره وجود دارد. گفتم که بچه ها کار همدیگر را نقد کنید اما سر همدیگر را نشکنید. این یک بازی است. در بازی با هم مهربان باشید. یعنی بازی را این قدر جدی نکنید که تبدیل به سرشکستن شود. اتفاقا برخلاف آن ضرب المثل می گویم که بازی سرشکستنک ندارد و همه باید سالم بیرون بیاییم. خاطرم هست در یکی از نمایش ها که بنده کارگردانش بودم یکی از بچه ها می خواست یک گروه عراقی را اسیر کند. او این قدر احساساتی شد که سر آن بازیگر به ظاهر عراقی را شکاند.</p>
<p><strong>خوانش چند داستان کوتاه از زبان کودکان و نوجوانان </strong></p>
<p>در بخش بعدی نوبت به کسانی رسید که داستان ها خود را ارسال کرده و برگزیده شده بودند. در این بخش قصیده قدر محسنی، یاسمین موحد، ثنا ابراهیم نژاد، هدیه آسایش، عرفانه صالحی و عرفانه انجمنی داستان های خود را برای حاضران خواندند.</p>
<p><strong>عادت کرده ام که بچه ها غافل گیرم کنند </strong></p>
<p>شفیعی در مورد داستان های خوانده شده در این جلسه گفت: باید بگویم کارهایی که برای این خواندن در این جلسه انتخاب شده است تصادفی است و تقریبا همه کارها در یک سطح بودند. باید بگویم که این داستان ها در سطح بسیار خوب و شوق آوری بود. البته این موضوع برایم طبیعی است و ۳۱ سال است که در این چنین جلساتی با بچه ها نشست و برخاست داشته و عادت کرده ام که بچه ها من را غافل گیر کنند. آنان پرسش های بسیار خوبی مطرح می کنند، مسائل خوبی را بیان می کنند و … به نظرم این بچه ها فیلسوفان کوچک هستند. داستایوفسکی جمله جالبی دارد. او می گوید که اگر می دانستیم بچه ها چه راه حل های جالبی برای حل مشکلات بزرگ دارند بیشتر روی آنان حساب باز می کردیم. در دنیا بسیاری از نهادها هستند که به طور ساختاری و تعریف شده از حرف های بچه ها برای حل مشکلات استفاده می کنند. مثال معروفی وجود دارد. می خواستند خودنویسی را اختراع کنند که در خلا نیز بنویسد. یک روز یک بچه بهشان می گوید که یک مداد با خود ببرید!! و مشکل حل می شود. خود من اعتراف می کنم که دوتا از بهترین مشاورینم در مسائل زندگی بچه هایم هستند. به آنان باور دارم و خیلی از چیزها را از آنان یاد گرفتم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: خبرگزاری مهر</p>
<p>مرتبط:</p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/11/29/%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%af-%d8%ac%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%87-%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%b3-%da%a9%d8%b1%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d8%b3%d9%86/">نامزد جایزه هانس کریستین اندرسن</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/11/29/%db%b1%db%b8-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b1%d8%b3/">۱۸ اثر به جشنواره «وتار» در کردستان ارسال شد</a></p>
<p><a href="https://pishahangifars.org/1398/11/29/%d8%b1%d8%a7%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1%e2%80%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d9%85/"> راهکار‌های سازگار‌کردن کودکان با مدرسه</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org/1398/11/29/%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ba%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%84/">از علاقه به نویسنده غارنشین تا خاطره تلخ اولین تئاتر دانش آموزی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://pishahangifars.org">سازمان پیشاهنگی استان فارس</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
