چرا بچه‌ها دیگر کتاب نمی‌خوانند

هشتم آبان‌ماه مصادف با سالروز شهادت محمدحسین فهمیده است که به نام «روز نوجوان» نام‌گذاری شده. نوجوانی از نظر روانشناسان مقطع مهمی است و توجه به ذائقه، سلیقه و فضای ذهنی آنان در محصولاتی که برای‌ این گروه سنی تولید می‌شود، از حساسیت‌های خاصی برخوردار است که گاهی مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. این مساله مخصوصا در کتاب‌ های این گروه سنی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نقش مهمی در کتاب‌ خوان کردن نوجوانان دارد.

ادبیات در جامعه رهاست
بیوک ملکی، از شاعران حوزه نوجوان است که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده و کتاب‌های زیادی در کارنامه‌اش دارد، آثاری که برایش جوایز متعددی را به ارمغان آورده‌اند؛ او در این باره در گفت‌وگو با ایبنا می‌گوید: وضعیت ادبیات در جامعه اصلا خوب نیست، یعنی به حال خود رهاست و هیچ کس به این فکر نمی‌کند بر سر ادبیات کودک و نوجوان چه پیش خواهد آمد. متاسفانه سیاسی کاری‌های بیشتر متولیان فرهنگی باعث شده که خیلی از مسائل فرهنگی دچار رکود و باعث به وجود آمدن این وضعیت شود. این هم نه فقط در این دولت که از زمان دولت قبلی کلید خورده است و ادامه دارد.

شاعر «در پیاده‌رو» توضیح می‌دهد: از نگاه سیاستمداران و بعضی متولیان سیاسی_فرهنگی، در شرایط اقتصادی بد، کتاب خیلی اولویت ندارد، تصور می‌کنند که چون کتاب در کتابفروشی‌ها پر است و هرکسی که کتابخوان باشد، می‌تواند آن‌ها را تهیه کند، پس دیگر خیلی اهمیت ندارد که کتابی منتشر شود یا نشود، اتفاقی نمی‌افتد. این نوع نگاه هر وقت که در شرایط بد اقتصادی بوده‌ایم، آسیب زده است.

مدیرعامل دفتر شعر جوان می‌افزاید: اقتصاد نشر به عوامل زیادی وابسته است، چاپ یک کتاب، به این معنی نیست که فقط یک کتاب به یک نشر یا کتابفروشی اضافه می‌شود. افراد زیادی ازجمله نویسنده، تصویرگر، ناشر،چاپخانه‌دار، کتاب‌فروش، صحاف و …. با آن درگیرند که در صورت رکود نشر همه اینها آسیب می‌بینند. الان تصویرگران خوب زیادی داریم که کاری ندارند، انجام دهند، از سویی حق‌التالیف نویسندگان آن‌قدر ناچیز است که نمی‌توانند برای امرار معاش روی آن حساب کنند مجبورند یا تن به کارهای غیر خلاق بدهند یا به کارهای دیگری غیر از ادبیات بپردازند. از طرفی هرکسی هم که امروز  پول داشته باشد، با اندک  ذوقی می‌تواند نویسنده شود به راحتی کتاب چاپ کند که باید به این مسئله هم جداگانه و مفصل تر پرداخته شود. باید ببینیم چه شده که به اینجا رسیده‌ایم؟

کتاب
اکثر بچه‌ها دیگر کتاب نمی‌خوانند
ملکی در ادامه یادآوری می‌کند: واقعیت این است که اکثر بچه‌ها دیگر کتاب نمی‌خوانند و شمارگان کتاب از حداقل ۱۰-۲۰‌ هزار نسخه به صفر رسیده‌؛ ۲۰۰ نسخه یا ۵۰۰ نسخه تیراژ از نظر من صفر به حساب می‌آید. به نظر من این پرسش شما که در این وضعیت،  نوجوانان کدام کتاب‌ها را بیشتر می‌خوانند، با شعر نوجوان ارتباط برقرار می‌کنند یا نه در درجه دوم اهمیت است. باید به این موضوع بپردازیم که چرا کتاب خواندن به طورکلی دارد تعطیل می‌شود و در بچه‌ها نهادینه نمی‌شود؟آموزش و پرورش باید کتاب خواندن را در بچه‌ها نهادینه کند
شاعر «مترسک عاشق بود» ضمن انتقاد از سیستم آموزش و پرورش، می‌گوید: چقدر بگوییم آموزش و پرورش خنثی است و عرضه ندارد کتاب خواندن را در بچه‌ها نهادینه کند. هر وقت هم صحبتی در این مورد می‌شود در جواب می‌گویند که مثلا فلان تعداد کتاب را برای کتاب‌خانه‌های مدارس خریدیم درحالی‌که بحث ما پر کردن کتابخانه‌های مدارس نیست؛ مساله این است که چگونه و از کجا باید کتاب خواندن در بچه ها نهادیه شود؟ملکی می‌افزاید: ما نمی‌توانیم منکر آسیب‌های شبکه‌های مجازی و … شویم اما وقتی کتابخواندن در بچه‌ها نهادینه شده باشد و فرهنگ استفاده از گوشی و امثال اینها آموزش داده شود، آن‌ها می‌دانند که هر کدام اینها جای خودش را دارد. وقتی ما از دو سه سالگی بچه‌ها گوشی موبایل به دستشان می‌دهیم، آن‌ها چگونه و از کجا باید با کتاب خواندن مانوس شوند؟ چه زمانی باید به کودک آموزش درست داده شود.

کتاب

ملکی در پاسخ به این سوال که چرا بچه‌ها داستان و رمان می‌خوانند ولی کمتر به سراغ شعر می‌روند، می‌گوید: درست است که همیشه گرایش بچه‌ها به رمان بیشتر از شعر بوده اما  قبلا شمارگان شعر هم حداقل ۲۰هزار نسخه بوده و سال به سال هم تجدید چاپ می‌شده اما الان وضعیت این‌گونه نیست. باید ببینیم آیا الان تعداد همین بچه‌هایی که داستان می‌خوانند نسبت به بچه‌هایی که ده سال قبل داستان می‌خواندند تغییری کرده یا نه. بحث این است که، با توجه به تیراژ کتاب، سطح مطالعه خیلی پایین آمده و الا این که مخاطب قصه و رمان بیشتر است، از قبل هم بوده و طبیعی است.

ملکی با تاکید بر اینکه در ابتدا این مساله باید به‌صورت ریشه‌ای بررسی و حل شود، توضیح می‌دهد: بعد می‌توانیم به مساله محتوا و فضا و کیفیت کتاب‌ها بپردازیم و یقیه شاعران و نویسندگانی را بگیریم که کار کم کیفیت و ضعیف تولید می‌کنند. این در مرحله دوم است. وظیفه منتقد، پژوهشگر، آموزش و پرورش و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اتفاقا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آیین‌نامه دقیقی برای چاپ آثار کودک و نوجوان دارد و طبق آن می‌تواند جلوی کتاب‌های ضعیف را بگیرد، البته اگر به کیفیت اهمیت دهد نه کمیت

منبع: ایبنا
مطالب مرتبط: